تبليغاتX
سکوت سنگی...
سکوتم از رضایت نیست!
تو را به جرم نگاه زيبايت در زندان قلبم محکوم به حبس ابدميکنم مگر اينکه در دادگاه عشق در حضور عاشقان اعتراف کني که دوستم داري با خود عهد بستم بار ديگر که تو را ديدم بگويم از تو دل گيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم بي تو ميميرم مي خواستم اسمتو روي سينم خال کوبي کنم اما ترسيدم صداي قلبم تو رو اذيت کنه
+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 8:43  توسط میلاد و محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام اومدیم تا بمونیم .........

نوشته های پیشین
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
هدیه الهی
عشق محمدرسول الله(ص)
عطر یاس ( مهلا خانوم)
دیر امدم که زود برم ( میلاد)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان